مادرانه 1
دوشنبه 28 مهر 1393 :: نویسنده : باران نجاتی
سلام به همه ی شما همراهان که قدم رنجه میکنید .
من مطالبم رو اپ نمی کنم چون اینجاقرارنیست خونه ی دلم باشه اینجا فقط تجربه خونه ی منه راجع به بچه هام .باخودم قرارگذاشتم تا مطلب خوبی وبراساس اموزشهاازاستاد توذهنم نیمده چیزی ننویسم..به این خاطر هست که دیر به دیر اپ میشم..
نرجس دوسه روز دیگه وارد پنج سالگی میشه برای همه ی مادرا عجیبه گذشت زمان نسبت به بچه هاشون..اشنایی با همسرانشون.اینکه یک رمانی بوده که همسرت رو نمیشناختی حتی ازدرک اینکه یه زمانی بهت نامحرم بوده سخت تره وحالا که مادرشدی روزی رو میبینی که بچه ات تازه اولین گریه اش رو میکنه..بعد ها لباس مدرسه وپیش دبستانی و باذوق وشوق تنش میکنی وبعدها لباس عروسی ودامادی وخدا برای هیچ مادر شیعه ای نیاره که این وسطایا کلا توزندگیش رخت اخرت به تن عزیزش ببینه..که تامادر نباشی مهم نیست چی هستی مهم اینه که هرگز نخواهی فهمید یعنی چی؟
                روزایی که میگذره محمد کمی از حالت وابستگیش به من کم شده ودور وبر باباش می گرده ودنبال توجه اونه من اما عاشق بو کردن وبوسیدن وفشردنش تو بغلم هستم طبیعیش اینه که اون بجز لذت انی چیزی نمی فهمه وبیادش نخواهد اومد این عشقها..
شاید جوون که بشه بگه برای دل خودت بود تازه من اذیت هم میشدم راست هم میگه..اما..

اما مادرانه ی من بهم میگه که این عشقیه که نتنها برام لازمه ونیازش دارم بلکه اونم بهش نیاز داره نمی دونم خبر دارید یانه که این اواخر کشف کردن نوازش سر بچه توسط والدین اثر بسزایی تو رشد عقلیش داره...
چه اینطور باشه وچه نباشه من به روح مهربونی ،به عشق ورزیدن به ادمها ،به دوستانی که درراه خدا دارمشون، به همسرم ،به وابستگی زیادم به همسرم وبه عشقی که انشالله به شش تا فرزندم دارم وخواهم داشت،افتخار میکنم واز خداوند کریم ورحیم ومهربان میخوام که روزی رو بهم نشون بده که باتمام عشقم به اینها که شمردم سر بچه ام رو برای سپاه کفر پس بفرستم وباافتخار فریاد کنم .:"من چبزی رو که درراه خداداده ام پس نخواهم گرفت.."
عاشق باش وباعشق به خدا وخلقش زندگی کن وبااون عشق بمیر .
خدا را چه دیدی؟ شاید خودش قاتلت وخون بهایت بشود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 2 آبان 1393 01:30 ق.ظ
طفلی که بر سر بابا ندارد
هر شب به کنجی تنها نشیند
شاید که خواب بابا ببیند
داد از یتیمی اه از یتیمی

وای از یتیمی وای از یتیمی
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین ع
جمعه 2 آبان 1393 01:28 ق.ظ
طفلی که بر سر بابا ندارد
هر شب به کنجی تنها نشیند
شاید که خواب بابا ببیند
داد از یتمی اه از یتیمی
وای از یتیمی وای از یتیمی

السلام علیک یا رقیه بنت الحسین ع
باران نجاتیالسلام علیک یاسیدتی یارقیه بنت الحسین سپاسگزارم


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : باران نجاتی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic